محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
115
تحفه خانى ( فارسى )
شد و ديگر عارضه كه آن را اعيا مىنامند و آن متاذى شدن انسانست بسبب حركات و او را اصناف است و در مباحث اعيا خواهد آمد و ديگر لذع در اعضاست و سبب او خلطى است كه او را كيفيت حاره است و ببايد دانست كه وجع محلل قوت و مانع اعضاست از افعال صادره و او مسخن محل خود است اولا و بعد از آن مبرد آن محلست آخر به آن چيزى كه آن موجب هزيمت لزوجت و سكون هر وجع يا بواسطه اشتغال حاسه اوست از مشتغل همچنانكه عند النوم و سكر و يا بواسطه تخدير مخدريست مثل اختيار افيون باكل يا طلا يا ضماد و يا بواسطه زوال موجب وجع است و اسباب لذت مقابل اسباب وجع است و اين اسباب از جمله ما يغيّر المزاج الطبيعى دفعةً است تا موجب احساس شود و يا از جمله ما يرد الاتصال الطبيعى دفعةً و هر چيز كه مولم است از غير اين دو جمله مذكوره مولم بتوسط هريك ازين دو است يا بتوسط هر دو معا مثل حركت كه مولم است به مثل تمديد يا كوفتن و خلط كه مولم است بكميت بواسط تفرق اتصال است كه كميت سبب اين تفرق اتصال است و يا به كيفيت خلط سوء المزاج است و يا به كيفيت و كميت هر دو رنج ازين جمله است [ 43 ] مقاله در بيان اسباب تخمه و امتلا و اين از جمله اسباب خارجيست كه سبب بادى باشد مثل استعمال چيزى كه شديد الترطيب باشد از متناولات و بسيارى دخول حمام و استعمال آب در آن و رفع موانع تحليل كه از جمله اين آرام و قرار است به بسد و دعت ازو تعبير مىكنند در كتب و بتكرار اين اسباب موجب اجتماع مواد كثيره است در بدن و اين موجب نقصان تصرف طبيعت است درين مواد يا سبب از داخل بدنست مثل ضعف هاضمه يا دافعه يا قوت